ابراهيم عاملي ( موثق )
151
تفسير عاملي ( فارسي )
است كه خود ميگويند : ما بعضى را قبول داريم و بعضى را نميپذيريم . « بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا » 150 تفسير أبى السّعود : يعنى ميان كفر و ايمان مىخواهند راه بيابند و طى كنند ، با اينكه بطور يقين ميان كفر و ايمان واسطه نيست ، چون كه حقّ مختلف و جور بجور نميشود ، چنان كه در آيت ديگر گفته شده است : « فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ » . « الْكافِرُونَ حَقًّا » 151 مفسّرين نوشتهاند : اين كلمات براى تثبيت كفر آنها است تا گمان نرود كه ادّعاى ايمان ببعض سودى دارد و از دسته ى كافران جدا خواهند بود . « وَأَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ تا آخر » 151 عبده : اين حكم و مجازات سخت از آن جهت است كه اگر كسى معتقد به خدا شد و معتقد بوحى و نبوت نبود ، ايمان او درست نيست و معرفت بصفات حقّ ندارد ، و نميتواند تشخيص دهد بچه وسيله خود را پاك و آماده كند براى رسيدن بكرامت و سعادتى كه خدا براى بشر معين كرده است ، و براى همين است كه مىبينيم مردم غير مؤمن به پيغمبران اشخاصى مادى هستند و فكر و همّشان خواسته هاى نفسانى است و وسايل ارضاى شهوات و آن كس كه علم و تربيتش بيشتر است فقطَّ مواظب است از آنچه بنام شرف و اعتبار در محيط زندگى و شخصيّت خودش رسم است و يا عيب است تخلف نكند ، و ممكن است در نهان از آن احتراز نكند ، و فقطَّ مواظب تظاهر به آن باشد ، و آنها كه بنام پيروى از موسى و عيسى ادعاى دين ميكنند فقطَّ از جهت تعصّب است و حفظ آثار گذشته و سياست ملَّى ، و گر نه ايمان بپيغمبران مشروط است بفهم معنى نبوّت و صفات نبى و وظايف او و هدف از پيدايش آنها و تأثير سخن و نتيجه ى رهبرى - شان ، و اگر كسى بدرستى اين مطالب را بينديشد نميشود منكر نبوت محمّد و مقرّ بپيغمبرى موسى و عيسى باشد ، چون صفات پيغمبرى در آن حضرت نمودارتر بود و رهبرى او روشنتر و استدلال او مؤثّرتر و دلنشينتر بود و راه ترديد و شك در مقام او ضعيفتر و نسبت بگذشتگان كمتر بود ، زيرا موسى در محيط سلطنت و علم